اینکه من میگویم دانشگاهها باید سیاسی شود، معنایش این است...
بعضی از خواص خیانت میکنند و بسیاری از عوام بدون توجّه، به دنبال آنها به حرکت درمیآیند. این مشکلی است که همیشه ممکن است پیش آید.
عزیزان من! تعدادی از خواص، دانسته و فهمیده خیانت میکنند؛ راه را کج میروند، دنبال هوای نفس، دنبال زندگی شخصی و دنبال پول و مال و ثروت حاکمیت و قدرت و تعصّبات و بقیهی خواستههای خودشان میروند و خواص هم هستند! بسیاری از عوام هم از آنها تبعیت میکنند - بسته به شانس آنها - اگر این شخص خاص که منحرف شده است، آدمی باشد که جذابیتهایی در وجودش باشد، آن وقت وای به حال مردم و وای به حال عوام!
حال شما در مقابل این مشکل، میخواهید چه کار کنید؟ اینکه من میگویم دانشگاهها باید سیاسی شود، معنایش این است. یعنی شما کاری کنید که در محیط دانشجویی، عوامی وجود نداشته باشد. قدرت تحلیل در یکایک عناصر دانشجو وجود داشته باشد. ای بسا آدمی که تا حدّ وزارت هم بالا میرود، امّا جزو عوام است؛ یعنی قدرت و موضعگیری ندارد. یک راه روشن بینانه اتّخاذ نمیکند. معنای عوام این است. اگر پرورشیافتگان محیطهای دانشجویی ما که فردا بناست سطح عظیمی از دانش و مناصب حسّاس و مراکز حسّاس جامعهی ما را اشغال کنند، انسانهایی دارای قدرت تحلیل و با جهتگیری درست باشند، آن وقت این مشکل، به مراتب کم خواهد شد. بنابراین باید پیشگیری کنیم. باید پیشگیری کرد. این به عهدهی شماست.
۱۳۷۵/۰۹/۱۵
بیانات در دیدار جمعی از اعضای تشکّلهای


هر دشمنی که به تو چپ نگاه کند خار میکنم