بقیع...

 


 

از صفای ضریح دم نزنید

حرفی از بیرق و علم نزنید

گریه های بلند ممنوع است

روضه که هیچ سینه هم نزنید

کربلا رفته ها کنار بقیع

حرفی از صحن و از حرم نزنید

زائری خسته ام نگهبانان

به خدا زود میروم نزنید

      زائری داد زد که نامردان

            تازیانه به مادرم نزنید...

 

...دلم برای غربت بی پایانت تنگ شده است

دلم برای...

علی علی

هنوز با این گرانی ها سنگ رهبرت را به سینه می زنی؟!

افسران -  گفت: هنوز با این گرانـــــے ها پای آرمان ها ےانقلاب و رهبرت هستــی؟
گفت:
 هنوز با این گرانـــــے ها پای آرمان ها ےانقلاب و رهبرت هستــی؟
گفتم:
در مکتب امام حسین علیه السلام،ممکن است زمانے آب هم برای نوشـــــیدن نداشته باشیم!

حب دنیا...

  دیدی آخر حب دنیا دست و پایم را گرفت

رفته رفته دل ربود از من  خدایم را گرفت

چشمه ی اشکم نمی جوشد چرا علت ز چیست؟

من چه کردم که خدا حال بکایم را گرفت

من به دنبال اجابت ها که نه اما چرا

لذت گوشه نشینی و دعایم را گرفت؟

بازی دنیاست اگر بی درد و غم بار آمدم

و چه بد شد این دل درد آشنایم را گرفت

روزگاری آرزوی من شهادت بود و بس

بعد آن دوران، زمان، حال و هوایم را گرفت

در میان قلب خود هر روز زائر می شدم

آه، شیطان رخنه کرد و کربلایم را گرفت

من بدی کردم، زمین خوردم، ولی ارباب بود

که میان روضه هایش دست هایم را گرفت


http://sangariha.com/i/attachments/1/1351196232657410_large.jpg

تخریب نفس...